بابا مجتبیبابا مجتبی، تا این لحظه: 41 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
مامان زهرامامان زهرا، تا این لحظه: 34 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره
زندگی مازندگی ما، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره

ارمغانِ بهشت

شروع هفته هفتم

سلام عدس قشنگم امیدوارم که خوب باشی دل مامانو که شور انداختی ... دیگه کاری نداری؟؟ دیشب رفتم خدمت خانم گلستان مقدم ، گفتن جواب آزمایش خیلی خوبه 22 دی عدد بتا 12408 بود، 25 دی 17876.34 ؛ با این آزمایش احتمال بارداری خارج از رحم حذف شد. دیگه اون نقطه سیاهچی بود توی سونوگرافی نمی دونم!   راستی امروز رفتم دانشگاه برای کلاس پروژه؛ استاد کارمو سخت کرد منم گفتم نمی تونم انجامش بدم باور کنید حالم خوب نیست نمی تونم راه بیوفتم عکاسی کنم دیگه! استادم فکر کرد کلا نمی خوام کار کنم گفت بهت 15 بدم خوبه؟؟ که بچه ها گیر دادن چته مگه؟؟؟ استادم گفتن اذیتش نکنید دوست نداره بگه منم ازش قبول می کنم . دیگه یکی از بچه ه...
26 دی 1395

تکرار بتا تیتر

سلام عزیز دردونه از سه شنبه ظهر به بعد دیگه خونی ندیدم ، همونطور که گفتم سونو مشکوک به بارداری خارج از رحم بود،( البته یه کیسه بارداری داشتم ، بجز اون) بخاطر همین خانم دکتر برام آزمایش بتا تیتر 48 ساعته تجویز کردن. یکیشو 4 شنبه دادم قرار شد دومیشو شنبه 25 دی بدم. ینی فردا همون روزی که قرار بوئد صدای قلبتو بشنوم نمیدونم فردا چه اتفاقی میوفته ، اگر جواب بتاتیتر به اندازه کافی افزایش نداشته باشه اون نقطه سیاه احتمال زیاد بارداری خارج از رحمه فردا هر اتفاقی که بیوفته امیدوارم به رضای خدا راضی باشم توکل به خودش ... پناه بر خدا ...
24 دی 1395

خون ریزی . روز دوم

سلام عزیزکم خیلی دلم گرفته ... برام دعا کن دیروز صبح که برای نماز پا شدم بازم خون دیدم ... دیواره های رحمم کم کم داره می ریزه امیدوارم به نرسه احساس می کنم خدا کم کم داره راضیم می کنه ازت دل بکنم ولی من هنوز امیدوارم درسته که اگه تو بری خیلی غصه می خورم ولی راضیم به رضای خدا ولی هنوز امیدوارم دیروز توی بیمارستان آزمایش بارداریم مثبت بود ، بتا تیتر هم 16940 ، سونوگرافی سن بارداری رو 5 هفته و 3 روز اعلام کرده بود ولی گفتن برای دیدن جنین زوده البته یه نقطه سیاه بالای سونو توجهشونو جلب کرده بود که دیگه کاری با خون ریزی و جنین نداشتن! میگفتن ممکنه کیست خارج از تخمدان باشه ، ممکنه هم بارداری خارج از رحمی باشه که نگر...
21 دی 1395

یا الله یا رحمن یا رحیم

سلام عزیز مادر امشب مهمونی بودیم خونه آقای جهاد خواستگار سمانه ، وقتی برگشتیم با همسری نشستیم یه مقدار زیتون سیاه که محمد آقا گرفته بودن خوردیم، بعدش رفتم دستشویی ، سعی می کنم ترشحاتم رو همیشه چک کنم؛ یه لکه خون تیره دیدم ترسیدم بهش توجه کردم فقط خون بود، بازم چک کردم یکم دیگه خون بود ولی نه رقیق . دیگه نیومد. اومدم بیرون وضو گرفتم دو رکعت نماز خوندم و زیارت عاشورا خوندم تو سجده ارباب رو به دل شکسته حضرت ابوالفضل قسم دادم ، به گلوی بریده حضرت علی اصغر قسم دادم رفتم دستشویی خون ندیدم اما هنوز می ترسم خدایا کنجدمو ازم نگیر به آبروی ائمه . به حضرت زهرا قسمت میدم ارمغانو ازم نگیر  به بابات نگفتم ؛ نگرانش نمی کنم ...
19 دی 1395

شروع 6 هفتگی :)

سلام کنجد مامااااااااااااااااااااان این یه هفته رو طاقت آوردم و برات ننوشتم اما هر لحظه ش باهات حرف زدم برات شعر خوندم برات قرآن خوندم باهم نماز خوندیم هیئت بردمت دو سه باری هم دانشگاهمون اومدی خلاصه کلی کیف می کنم از وجودت گفتم کنجد آخه تا امروز اندازه یه دونه کنجد بودی ، نصف یه دونه برنج واییییییییییییییی البته از فردا ان شاالله شروع میکنی به عدس شدن اما ما فعلا از همین کنجد خوشمون اومده بابایی کلی ذوقت می کنه ، همش میگه اینو بخور اونو بخور، کنجد گرسنه س! همراهم قرآن میخونه(قبلا دیر میرسیدم خونده بود ) ، توی نمازای سه نفره مون هوامو بیشتر داره توی رکوع یکم اذیت میشم خیلی طول نمیده اما تا دلت بخواد این مدت توی سجده ها...
19 دی 1395

ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً في‏ قَرارٍ مَکينٍ

سلام ارمغان بهشتم راستش مرورگر هنگ کرد و هرچی نوشته بودم پرید! فراموش کردم ذخیره خودکار رو بزنم! دیروز دکتر گلستان دوباره برام دوفاستون ، مولتی ویتامین و ویتامین ب6 تجویز کردن. دوفاستون رو اگر باردار باشی و تجویز کنن بخاطر احتمال سقط ناخواسته س. که حتما بخاطر دل دردمه از دیشب که دوفاستون رو شروع کردم اون دردم خوب شده اما امروز یه دل درد مثل درد قبل از پری داشتم گاه گاهیه ولی هست. بابتش نگرانی ندارم ، خدایی که تو رو باوجود تمام فشارایی که ناخواسته بهت آوردم نگه داشته از این به بعدشم سلامتیت و تمام زندگیت با خودشه اگرم خدای نکرده اتفاقی افتاد بازم خودش خواسته ، نه که ناراحت نمیشم اما امیدوارم تسلیم باشم. هنوز هیچی نشده س...
12 دی 1395

خوش اومدی خط دوم کم رنگ من ...

  بالاخره تو اومدی... اونم وقتی انتظارتو نداشتیم من خونه منتظر همسری نشستم ... بازم کارش زیاده و دیرتر میاد ولی من منتظر می مونم وقتی جوابو با کمال تعجب گرفتم تا خونه بغض و اشک ... اذان گفتن ... رفتم مسجد و توی سجده گریه و غلط کردم ... خدایا غلط کردم که غلط کردم همیشه خجالتم دادی ... تو گناه گرفتار شدم و دستمو گرفتی ... حالم خرابه کمکم کن . یکم نگرانتم ... آخه دیروز رفته بودیم کوه . کیف کمریم رو محکم بستم روی شکمم آخه یه مدته تصمیم گرفتم وزنمو کم کنم . برگشتنه توی سراشیبی کوه زیر دلم درد گرفت . دردش شدید نیست میگیره و ول میکنه اما درد دارم. خدا کنه برات اتفاقی نیوفته . همون خدایی که ا الان حفظت کرده...
11 دی 1395

أُفَوِّضُ أَمْری إِلَی اللَّهِ

سلام عزیزکم چند روز پیش پری شدم و تمام قرص متفورمین رو هم دارم میخورم 16 تاشو تاحالا خوردم دانشگاه و حوزه هم توی سختی و امتحانات دارن باهم رقابت میکنن! خیلی سرم شلوغه ولی اصلا حوصله ندارم حدود یک هفته پیش سما بهم پیام داد که شیدا بارداره از خوشحالی تا صبح گریه کردم و خوابم نبرد! چند روز پیش هم بهم پیام داد بچه شیدا سقط شد! هنوز تونستم بهش زنگ بزنم! راستشو بخوای میدونم اگه زنگ بزنم گریه میوفته طاقتشو ندارم! اگه خودم بودم ترجیح میدادم کسی برام دل نسوزونه و هرچی بیشتر بهم زنگ میزدن فقط دلم بیشتر می سوخت و هی یادم میومد! اما بالاخره باید بهش زنگ بزنم! فقط نمیدونم چی بگم ... یکی دو روز بعد شیدا هم زهرا ( خانم آقای یاوری دوست...
20 آذر 1395

دکتر فاطمه گلستان مقدم

سلام عزیزکم حدود دو ماهه که پریودم عقب افتاده امشب رفتم دکتر، به اصرار خانواده خودم و همسری پزشکمو تغییر دادم. امشب رفتم مطب خانم دکتر فاطمه گلستان مقدم، ایشون متخصص هستن مطبشون 20 متری سینما سعدیه و این یعنی دور و بدتر وسط ترافیک خودشون و منشی شون خوش اخلاق بودن و این خیلی برام مهمه البته چندین دفعه رفتم و برگشتم تا نوبتم شد، چون خیلی شلوغ بود و این یعنی کارشون خوبه و شناخته شده هستن، ان شاالله ویزیت هم اگر برگ ارجاع داشته باشم فقط 5000 میشه یه چیز خیلی مهم اینکه سونوگرافی دارن توی مطب که واقعا بدرد من میخوره هم وقتم صرفه جویی میشه هم هزینه ش کمتره و فقط 36000 میگیرن . خب از اینا بگذریم بعد از اینکه خوب و با...
4 آذر 1395